حسين بن منصور الحلاج ( مترجم : قاسم مير آخورى )

485

مجموعه آثار حلاج ( طواسين ، كتاب روايت ، تفسير قرآن ، كتاب كلمات ، تجريات عرفانى و اشعار ) ( فارسى )

پديد آمد . عرفا گويند : روح از عالمى ديگر است كه به اين عالم غريب فرو افتاده است . و قبل از اينكه به اينجا بيايد ، همنشين حق بود . معانى ديگر : مايهء زندگان ، جهت ، پيغام خدا ، وحى ، امر ، شادى ، تازگى ، نسيم باد . روح قديم : جهت حق است و آن قرآن مىباشد ، و بناى مشاهده و آن را روح الروح هم گويند . خداوند فرمود : « وَ كَذلِكَ أَوْحَيْنا إِلَيْكَ رُوحاً مِنْ أَمْرِنا » . مولوى : روحى است مباحى كه از آن روح چشيدمت * كو روح قديمى و كجا روح رياحى « 1 » حلاج : تجلى صفت است . روح كبرى : يا روح اعظم ، همان عقل است . روح كلى : - روح . روح مقدسى : روح القدس كه كنايه از جبرئيل است . رؤيت : مشاهده و ديدن حق در تجلّى . در نزد صوفيه رؤيت عبارت است از ديدار خداوند . برخى رؤيت خدا را در قيامت عملى مىدانند و استناد آنها به آيه : « وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ ناضِرَةٌ إِلى رَبِّها ناظِرَةٌ » « 2 » . آن روز رخسار طايفه‌اى از شادى برافروخته و نورانى است و جمال حق را مىنگرند . برخى ديگر گويند مؤمنان در دنيا حق تعالى را به ديدهء ايمان و نظر بصيرت بينند و در آخرت به نظر عيان و بصر . رؤيا صادقانه : آنچه در خواب بينند ، خوابهاى درست و مطابق با واقع حلاج : كشف نور غيب است روح را . رؤيت غيب : رؤيت از رؤى ، رأى . به معناى ديدن ، ديدار ، بينش ، مشاهده ، دريافتن ، دانستن ، ادراك چشم . مشاهده به چشم در دنيا و آخرت است ، رؤيت غيب ، ديدن آنچه در غيب است و از ديدگان نهان باشد . رؤيت عمل : - رؤيت . رياضت : رام كردن چهارپايان . كوشش با رنج و سختى و مشقت . خودسازى ، تحمل

--> ( 1 ) . ديوان شمس ، ج 6 ، ب 27977 . ( 2 ) . سوره 75 ، آيه 23 .